ميرزا حسن حسينى فسايى
789
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
كه راه دار الخلافه را برگيرد و ما را به خيال خود گذارد تا رأى شاهنشاهى بر آنچه قرار گيرد « 1 » ، همه در اطاعت شويم و اگر نظام الدوله جز اين كند خود و يارانش هدف تير بلا خواهند بود و حاجى قوام در آن مجلس هيچ سخن نگفت و چون به شهر مراجعت نمود براى نظام الدوله پيام فرستاد كه من خود را آلودهء خيانت دولت نمىكنم ، اگر بتوانى ايلبيگى را دفع كن و چون نظام الدوله قوه جنگ با سىهزار نفر نداشت و بىاجازهء امناى دولت ، نمىتوانست به جانب دار الخلافه شود جواب پيام را به زمانهسازى داد كه حق همان است كه گفتهايد و در تدارك سفر دار الخلافه هستم ، ليكن مواجب سه ماههء اين سرباز و توپچى حاضر كه بايد با من به دار الخلافه بيايند نقد بدهيد و قبض ديوانى بگيريد كه در عرض راه آذوقه و سيورسات به ما ندهند ، به قيمت عادله مىگيريم و دويست نفر شتر مرا كه راندهايد بازپس دهيد تا بارم را به منزل رساند و هشت روزه مهلت . و در شبى عزيز خان مكرى سرهنگ از شهر درآمده ، به منزل ايلبيگى رفته ، به او بگفت : اين پيغامى كه براى نظام الدوله دادهايد كه بايد به تعجيل برود يا مهياى « 2 » جنگ باشد با هيچ عقلى سازگار نيست براى آنكه تا اين روز نام نوكرى دولت بر سر اوست ، اگر او را يا كسانش را كشتيد ، لامحاله در مقام مؤاخذه دولتى خواهيد بود ، پس مواجب سه ماهه سرباز را بدهيد و به هشت روزه مهلت ، نظام الدوله خواهد رفت و ايلبيگى سخنان عزيز خان را پذيرفت « 3 » و مواجب سه ماهه را نقد ، كارسازى داشت و عزيز خان عود به خدمت نظام الدوله نمود و در تدارك محافظت ارگ و عمارات ديوانى شدند ، چون روز هشتم رسيد « 4 » و خبرى از حركت نظام الدوله نشد ، فارسيان از دادن مهلت و رسانيدن مواجب سه ماهه دو فوج سرباز پشيمان شدند و آتش فتنه را افروختند و تفنگچيان شهرى نزديك به دوهزار نفر بر فراز بام مسجد وكيل و عمارات بلند شدند و بناى تفنگانداختن را گذاشتند و سربازان آذربايجانى بر پشتبامهاى عمارات ديوانى سنگر بسته ، به استعداد تمام نشستند و راه آمد و شد ميانه نوكر ديوانى و رعيت فارسى بسته شد و روز ديگر اشرار ده محله شيراز متفق گشته ، چهار بازار وكيلى را غارت كرده ، متاع هندوستان و روم و چين و فرنگستان را به يغما بردند و اهالى كاروانسراهاى وكيلى كه هريك مانند قلعه خداآفرين است در محافظت خود كوشيده از شر اشرار آسوده بماندند و روز ديگر عزيز خان سرهنگ مكرى با كمال جلادت كار به جنگ با فارسيان را استوار بداشت و حكم داد تا توپچيان ، چهار ارابه توپ در ميدان نعلبندان ، روبروى درب مسجد وكيل آورده چند تير گلوله انداختند و چند جاى درب مسجد وكيل كه كلفتى به اندازه دارد ، سوراخ گرديد « 5 » و سرباز فوج شقاقى آذربايجانى يورش آورده ، مسجد وكيل را از تصرف تفنگچيان شيرازى گرفتند و سه نفر سرباز و چهار نفر شيرازى كشته گشت « 6 » و در مدت دو سه روز اهالى بلوكات و
--> ( 1 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 168 . ( 2 ) . در متن : ( محياى ) . ( 3 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 169 . ( 4 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 169 . ( 5 ) . ر ك : ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 170 . ( 6 ) . در ناسخ التواريخ ، ج 3 ، ص 170 ، از واگذارى زين العابدين خان پسر قاسم خان قوللر آقاسى خانه خود را به مردم براى رزم سخن رفته است كه در فارسنامه نيست .